|
سه عامل دين اسلام ، رهبري امام خميني ( ره ) و مردم ، در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، نقش اساسي داشتند . در مورد تاثیر آموزه های اسلام و رهبری شجاعانه و مدبرانه امام خمینی در موفقیت نهضت اسلامی مردم ایران ، مطالبی گفته شد . در این قسمت نقش مردم را در این قیام مورد بررسی قرار مي دهیم . البته شک نیست که همه انقلابها با حضور و تلاش مردم ، شکل می گیرند و به سرانجام می رسند ، اما در هیچ انقلابی ، به اندازه انقلاب اسلامي ، مردم اينگونه حضوري فراگير و ممتاز نداشتند .
حرکت مردم ایران در سال هاي 1978 و 1979 ، انقلابي بزرگ و همگانی بود . در انقلاب های دیگر ، معمولا" فقط اقشاري که انقلاب خواسته هاي آنها را تامين مي كند ، قیام می کنند . اما در انقلاب اسلامی ، تقریبا" همه مردم علیه استبداد داخلی و نفوذ و مداخله بیگانگان در ايران ، به پا خاستند . اریک رولو ( Eric Rouleau ) ، نویسنده و روزنامه نگار معروف فرانسوی و کارشناس خاورمیانه درمورد گستردگی حضور مردم ايران با عقاید مختلف در انقلاب اسلامی می گوید : « انقلاب ایران تنها انقلاب مذهبی بود که حتی اقلیتهای مذهبی هم با آن موافق و همراه بودند . » فرد هالیدی ( Fred Holiday ) محقق انگلیسی و متخصص مسائل ایران نیز در کتاب " تکوین دومین جنگ سرد جهانی " درمورد تظاهرات گسترده مردم علیه رژیم شاه می نویسد : « تظاهرات توده ای مردم ایران در نفی رژیم پهلوی ، بزرگترین تظاهرات غیر رسمی تاریخ بشر محسوب می شود . » راهپیمایی های وسیع و پیاپی مردم ايران در شهرهای مختلف ، رژیم تا دندان مسلح شاه را به ستوه آورد و سرانجام ، سقوط و فرو پاشي آن را رقم زد . در انقلاب اسلامي ، به قدري حضور مردم نقش داشت که حتي مخالفان آن نیز به قدرت انقلاب و پشتوانه مردمي آن اذعان کرده اند . البته واضح است که اگر قیام مردم ايران با همبستگی و همدلی همراه نبود ، چندان پايدار نمی ماند. در تاریخ شاهد شورشها و انقلابهایی بوده ایم که در میانه راه به دلیل اختلاف مردم ، طعم تلخ ناكامي را چشيده و از حركت بازمانده اند . اما انقلاب اسلامی ایران ، الگويي جالب از یکپارچگی و اتحاد مردم را برای رسیدن به اهداف متعالی به نمایش گذاشت . این اهداف در شعارهای مردم با عبارت " استقلال ، آزادی و جمهوري اسلامی " ، تجلی یافت . در این میان ، نباید از نقش علما در آگاه سازی و سازماندهی مردم غافل بود . چراکه روحانیون در اقصی نقاط ایران حضور دارند و به دليل داشتن رابطه ای نزدیک با توده هاي مردم ، مورد اعتماد آنها هستند . قیام همگانی و يكپارچه آحاد ملت ایران ، از جهاتي براي جهانیان اعجاب آور بود . چرا که اراده جمعی و ملی مردم ، به اندازه ای پر انرژي بود که در مدتی کوتاه ، رژیمی مستبد ، مجهز و برخوردار از حمايت قدرتهای بیگانه را از كار انداخت . میشل فوکو متفکر فرانسوی که در مورد انقلاب اسلامی ایران تحقیقاتی انجام داده است ، در این زمینه می نویسد : « من شخصا" فکر می کردم که اراده جمعی مانند خدا یا روح ، هرگز به چشم دیده نمی شود ... ولی ما در تهران و تمام ایران ، اراده جمعی یک ملت را دیدیم . این در خور ستايش و تجلیل است . چیزی نیست که هر روزه دیده شود . » پی یر بلانشه ( Blanche ) از خبرنگارانی است که در زمان مبارزات مردم ایران در تهران حضور داشت . این خبرنگار فرانسوی در کتاب " ایران ، انقلاب به نام خدا " می نویسد : « آنچه مرا حیرت زده کرده ، سر برداشتن تمامی یک ملت است ... چیزی که تعجب آور است ، این بود که مثلا" دانشجوها می آمدند و می گفتند ما همه یکی هستیم ، همه طرفدار قرآنیم ، همه مسلمانیم ، بین ما تفاوتي نیست . » امام خمینی (ره ) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که همواره بر لزوم اتحاد مردم تاکید می کرد ، در مورد نقش این عامل در پیروزی انقلاب اسلامی ایران می فرماید : « رمز پیروزی بزرگی که ملت ایران به آن رسیده است ، وحدت کلمه همه اقشار ، در سراسر کشور ... بود . » ایشان تاکید می کند که این همدلی ، معجزه الهی بوده است . در واقع یکی از ویژگیهای حماسه مردم در انقلاب اسلامی ایران ، اعتقاد ريشه دار به خدا و دین اسلام و كوشش برای رسیدن به آرمانهای آن بود . در واقع ، اعتقاد به اسلام ، محور وحدت و ماشین محرکه مردم برای سرنگونی رژیم شاه بود . فرد هالیدی در این زمینه در کتاب " تکوین دومین جنگ سرد جهانی " می نویسد : « ... این امری متداول نیست که ملتی با تظاهرات غیر مسلحانه ، یک دیکتاتوری تا بن دندان مسلح را واژگون کند . برای این کار قدرتی نه چندان متداول ، اراده ای که در هیچ نوع عمل انقلابی جای نمی گرفت ، لازم بود و ایرانی ها این اراده را در مذهب یافتند . » مردم ایران از آئين اسلام ، مقاومت و از خود گذشتگی را آموخته اند و تاثیر آن را در جریان مبارزات انقلابی به خوبی ، نشان داده اند . آنها که داستانهای شگفتي از جانبازيهاي مسلمانان در صدر اسلام شنیده بودند ، در جریان انقلاب اسلامی این فرصت را یافتند تا این آموزه هاي گرانقدر را به کار گيرند . به همین دلیل در ماه های منتهی به پیروزی انقلاب ، مردم از هیچ کمکی به یکدیگر دریغ نمی کردند . ملت مسلمان ایران همچنین با توجه به ارزش والای جهاد در اسلام ، مقابله با رژیم شاه را نوعی جهاد می دانستند و همگی برای مجاهدت براي پيروزي انقلاب ، به پا خاسته بودند . شهادت ، آموزه ديگر اسلام است که باعث شد ایرانیان کشته شدن در راه مبارزه با رژیم ستمكار پهلوی را ارزشی والا و برجسته بدانند . به همین دلیل از آنجا که شهادت برای مردم به معنای دستيابي به سعادت ابدی بود ، مردم به ویژه جوانها برای رسیدن به این درجه والا ، در لحظه هاي سخت مبارزه ، خطر مرگ را نادیده می گرفتند . از شاخصه هايي كه به نقش مردم در انقلاب ايران مربوط مي شود ، مسلح نبودن آنان به ساز و برگ نظامی بود . در برخي از انقلابهاي جهان ، مردم با تکیه بر اسلحه و مبارزه مسلحانه ، موانع را از سر راه برداشته و به پيروزي رسيده اند . اما مردم ایران با توجه به شيوه هايي كه امام خمینی (ره) براي مبارزه در پيش گرفته بود ، دست به سلاح نبردند و تنها با اعتراضات گسترده و پي در پي در سرک ها ، مبارزه را تداوم بخشيدند . اما از آنجا که این تظاهرات ، فرا گیر و یکپارچه بود ، کارآیی بالايي داشت و نیازی به در پیش گرفتن شيوه هاي خشونت آميز احساس نمی شد . حتی اردو که شاه به آن امید زيادي داشت ، به خاطر گرایش اكثر بدنه آن به آرمانهای انقلاب اسلامی و پیوستن به مردم ، از هم پاشید و در برابر اراده مردم تسليم شد . لذا درگیریهای نظامی تنها چند روز بيشتر طول نکشید . میشل فوکو ، در هنگامه انقلاب ایران در مقاله اي با عنوان " ایرانیان چه رؤیایی در سر دارند " می نویسد : « ده ماه است که مردم با رژیمی که از مسلح ترین رژیم ها و با پلیسی که از هولناک ترین پلیس های جهان است ، در افتاده اند . آن هم با دست خالی و بدون روی آوردن به مبارزه مسلحانه و با سر سختی و شجاعتی که اردو را بر جای خود میخکوب کرده است . » از دلايل مهم پیروزی مردم ایران در نهضت اسلامی سال 1979 ، پیروی آنها از رهبری كم نظير چون امام خمینی (ره) بود . مردم خود ، این رهبر را برگزیده بودند و صداقت و خلوص او را در عرصه مبارزه ، تجربه كرده بودند . بنابراین ، افراد تا پای جان فرمانهای امام را اجرا کردند . امام دارای ویژگیهای برجسته اي چون ساده زیستی ، صداقت ، شجاعت ، تدبیر ، آشنایی به مسائل ایران و جهان و مردم دوستی بود . بر همین اساس ، رابطه ملت با رهبر خود ، تنها رابطه ای مادی نبود ، بلکه امام خمینی بر قلبها فرمان می راند و رابطه اي معنوی و عميق میان امام و امت او برقرار بود . این رابطه مستحکم باعث شد علی رغم توطئه ها و تبلیغات پرحجم عوامل شاه و آمریکا ، مردم تا آخرین لحظه به امام خمینی وفادار بمانند . پیروزی انقلاب اسلامی یکی از دستاوردهاي این وفاداری صادقانه بود . همانگونه که قیام ملت ایران در سال 1979 ، به الگویی برای دیگر ملل تبديل شد ، نقش آفرینی حماسی این ملت نیز درسی فراموش نشدنی برای ملتهايي است که از استبداد و سلطه بیگانگان به تنگ آمده اند . در برنامه بعد ، سیر تاریخی مبارزات ملت ایران را در جهت تحقق انقلاب بزرگ اسلامی توضیح خواهیم داد .
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 12:4  توسط نرگس کوثری
|
مهاجرت امام خميني (رخ) از عراق به پاريس ميروم جاي ديگر حرفم را ميزنم! تبعيد امام خميني به علت مخالفت و مبارزه جدي و آشكار با حكومت پهلوي ، سه مرحله مهم را در طول بيش از چهارده سال تجربه كرد. مرحله اول به تركيه ، مرحله دوم عراق و در مرحله سوم ايشان به انتخاب خود فرانسه را براي اقامت انتخاب كرد. اهداف عمده رژيم پهلوي از تبعيد ايشان به تركيه و عراق عبارت بود از: قطع رابطه با مردم (مقلدين) و مبارزان مذهبي ; اوضاع اجتماعي و فرهنگي آن كشورها كه از نظر زبان ، فرهنگ و مذهب با ايشان تفاوت داشتند و احتمال گرايش مردم آن كشورها به سوي ايشان كم بود ; بي تفاوتي و عدم حساسيت مردم آن كشورها به مسائل سياسي ; فقدان فضاي باز سياسي و اجتماعي در آن كشورها ; حاكميت اهل سنت بر نهادهاي سياسي و مذهبي عراق ; به انزوا كشانيدن و تحت الشعاع قرار دادن جايگاه مرجعيت و رهبري امام خميني به دليل حضور و نفوذ گسترده مراجع طراز اول در حوزه علميه نجف و.... (1) اما گذشت زمان اثبات كرد كه بسياري از اين پيش بيني ها ، به ويژه در مورد كشور عراق اشتباه بوده و امام خميني به تدريج توانست هم موقعيت خود را در جايگاه مرجعيت تثبيت كند وهم ضمن ارتباط با گروههاي مختلف مردم ايران نهضت اسلامي را هدايت كند و آن را فراتر از مرزها برده و جهاني كند. علل خروج از عراق دولت عراق ابتدا اميدوار بود كه بتواند به مقتضاي زمان از وجود امام خميني به عنوان اهرمي موثر جهت تحت فشار قرار دادن دولت ايران استفاده كند. لذا آمادگي خود را براي هر گونه كمك براي فعاليت عليه حكومت ايران اعلام كرد و از ايشان درخواست همكاري نمود ، اما امام خميني در پاسخ به درخواستهاي مكرر و مصرانه مقامات عراقي ، صريحا اعلام كرد كه اختلاف ما با دولت ايران و حكومت پهلوي يك اختلاف اساسي و عقيدتي است و هرگز برطرف شدني نيست ، اما اختلاف دولت عراق با دولت ايران زودگذر و تابع مقتضيات سياسي است. علي هذا، دو كشور ايران و عراق براي اجتناب از يك جنگ تمام عيار، راه حل مذاكره و حل مسالمت آميز اختلافات را برگزيدند كه به صدور بيانيه صلح الجزيره در اسفند 1353 منتهي شد. يكي از موضوعات مورد تاكيد و توافق دو كشور به عنوان شروط مصالحه ، عدم حمايت از مخالفان سياسي همديگر ، جلوگيري از رخنه و نفوذ اخلال گرانه و از بين بردن كليه عوامل منفي در مناسبات دو كشور بود. (3) بدين ترتيب سياست دولت عراق از جستجو و طلب همكاري عليه دولت ايران به ايجاد محدوديت و اخراج مبارزين ايراني از آن كشور تغيير يافت و ادامه فعاليت هاي سياسي امام خميني تحت الشعاع روابط ظاهرا بهبود يافته دو كشور قرار گرفت و دولت ايران با استناد به بيانيه الجزيره و معاهدات بعدي ، مصرانه خواستار جلوگيري دولت عراق از فعاليت ايشان و ساير مبارزين شد. دولت عراق نيز گزينه ديگري پيش رو نداشت و مجبور به عملي كردن خواسته هاي دولت ايران بود و ريشه و علت اصلي تصميم امام خميني براي خروج از عراق در متن تحولات ذكر شده در روابط دو كشور نهفته بود.
ايجاد محدوديت براي فعاليت هاي امام خميني در سال 1356 و نيمه اول سال 1357 ، ارتباط امام خميني با روحانيون و دانشجويان مسلمان ايراني در داخل و خارج ايران بيش از پيش گسترش يافت و وارد مرحله نويني شد. با توجه به نگراني فزاينده حكومت پهلوي و شخص محمدرضا پهلوي از پيامدهاي اين وضعيت ، در تابستان 1357 ، مقامات سياسي و امنيتي ايران با سفرهاي متعدد به عراق ، رسما از مقامات آن كشور خواستند كه جلوي فعاليت هاي امام خميني را بگيرند. لذا عراقي ها از شهريور 1357 ، با ترجيح منافع كشورمان و به منظور حفظ وضعيت مصالحه با ايران براي فعاليت هاي امام خميني و نيز رفت و آمد افراد مختلف به محل اقامت ايشان در نجف محدوديت ايجاد كردند. سكوت يا خروج از عراق در ادامه ايجاد محدوديت براي امام خميني ، رئيس سازمان امنيت عراق - سعدون شاكر - به همراه استاندار كربلا به ديدار امام خميني رفتند و صراحتا به ايشان گفتند: «مطابق تحولات جديد در رابطه ما با ايران ، قرار بر اين است كه به مخالفان يكديگر اجازه فعاليت ندهيم و ما به اين تعهد پايبنديم. لذا از شما درخواست مي كنيم كه به فعاليت هاي علني خود عليه شاه ايران خاتمه دهيد.» امام خميني نپذيرفت و در پاسخ وي گفت: «شما اگر ناگزير هستيد ، من از عراق خارج مي شوم.» سعدون شاكر پرسيد: «كجا مي رويد؟» ايشان پاسخ داد: «هر كجا كه مستعمره شاه ايران نباشد و ماموران او آنجا نفوذ نداشته باشند.» دو روز پس از اين ديدار، محاصره محل اقامت امام خميني در نجف تشديد شد و براي آيت الله يقين حاصل شد كه عراق ديگر جاي ماندن نيست. محمود دعايي مي گويد: «2 روز پس از ديدار سعدون شاكر ، امام خميني پاسپورتشان را به من داد كه نزد مسوولان امنيتي عراق به بغداد ببرم و اجازه خروج بگيرم و من نيز همين كار را كردم و در نهايت مقامات عراقي با خروج ايشان موافقت كردند.» (5) واكنش ها مردم ، بويژه مبارزان ايراني در داخل كشور و ساير نقاط جهان به ايجاد محدوديت براي امام خميني واكنش بسيار گسترده و شديد نشان دادند. ديري نگذشت كه اعتراض ها از نامه ، تلگراف و اعلاميه گذشت و به مطبوعات و رسانه هاي ارتباط جمعي نيز كشيد و عراق با بحران بزرگي مواجه گرديد; زيرا به عدول از مواضع متهم بود و تبليغات وسيعي عليه آن كشور شكل مي گرفت. (6) در ايران نيز امواج نهفته انقلابي به سرعت فعال شد و كار به جايي رسيد كه اقدامات متعدد دولت آشتي ملي شريف امامي راه به جايي نبرد و وادار به استعفا گرديد. مقصد بعدي براي هجرت پس از قطعي شدن خروج امام خميني از عراق ، اولين كشوري كه براي مهاجرت مطرح شد ، سوريه بود. اما به دليل تيرگي رابطه عراق و سوريه ، رژيم بعثي اجازه خروج به مقصد سوريه را نمي داد. پس از منتفي شدن اين گزينه ، عزيمت به كويت مطرح شد تا پس از اقامت كوتاه در كويت ، از طريق آن كشور به سوريه برود. سيد احمد خميني در اين مورد مي گويد: «جلسه اي در منزل ما تشكيل شد و تصميم گرفتيم با كويت تماس بگيريم... قرار شد با حضرت آيت الله مهري از روحانيون مبارز كويت تماس بگيريم. حضرت آيت الله مهري هم آقازاده شان را با يكي ديگر از افراد با دعوتنامه اي بري امام روانه نجف كردند.» (7) بخشنامه آماده باش ساواك در داخل و خارج از كشور
عزيمت به كويت پس از اخذ اجازه خروج از عراق ، سحرگاه 12 مهر 1357، امام خميني به همراه سيد احمد خميني و چند نفر ديگر به قصد عزيمت به كويت از نجف خارج شدند. از نجف تا مرز كويت در منطقه صفوان ، ماموران عراقي كاروان را همراهي كردند. مقامات كويتي پس از اطلاع از اين امر، با ورود امام خميني به كشورشان مخالفت كردند و امام خميني و همراهان بناچار ساعت يازده شب به بصره بازگشتند و شب را در هتلي گذراندند و سيزدهم مهر به بغداد رفتند. ورود به فرانسه چنان كه قبلا گفتيم ، كشور مورد نظر امام خميني براي مهاجرت ، سوريه بود. اما با توجه به موانعي كه وجود داشت و به دنبال موافقت نكردن دولت كويت ، در نهايت فرانسه براي اين منظور انتخاب گرديد و سرانجام در بعدازظهر 14 مهر 1357 امام خميني و هيات همراه از فرودگاه بغداد راهي پاريس شدند. شايان ذكر است كه مقامات امنيتي عراق به سيدمحمود دعايي اعلام كردند اگر فرانسه ايشان را نپذيرفت ، ديگر به عراق بازنگردند. (10) با ورود امام به فرانسه ، دولت اين كشور، ضمن مشورت با مقامات ايراني با ورود ايشان موافقت كرد. (11) علل مهاجرت به فرانسه براساس خاطرات سيداحمد خميني ، فرانسه به اين دليل انتخاب شد كه از طريق آن كشور در اولين فرصت به سوريه بروند: «{پس از بازگشت از مرز كويت به بصره} نماز صبح را با امام خواندم و بعد از نماز از تصميمشان جويا شدم. امام گفتند: من سوريه را انتخاب مي كنم و به سوريه مي روم. عرض كردم. اگر سوريه راه نداد چه كار كنيم؟ خوب است به جايي برويم كه ويزا احتياج نداشته باشد و ما از آنجا بتوانيم به سوريه برويم. چرا كه اگر لب مرز سوريه هم ما را برگردانند، ديگر براي رفتن جايي نداريم. فرانسه را پيشنهاد كردم. امام پذيرفتند.» (13)
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 15:7  توسط نرگس کوثری
|
دهه فجر بر فجرآفرينان مباركباد
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 14:40  توسط نرگس کوثری
|
عید غدیر خم
«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمهاي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمينهاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برميگردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند. در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 ) در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كردهاند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:40  توسط نرگس کوثری
|
عید سعید قربان
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:14  توسط نرگس کوثری
|
فرهنگ انتظار و مهدویت اقیانوس بیکرانی است که هر معتقد به امام قائم (عج) در حد بینش و دانش و تحقیقی که کرده از آن برداشت ميکند؛ نگرشی درست به ظهور منجی موعود از سلاله پاک پیامبر اسلام (ص) و درک صحیح از معیارها، ارزشها و مسئولیتها و احیای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح خود و جامعه است؛ رابطهاي قوی و پایدار بر اساس رابطه ولایی، بین انسان و امام عصر(عج) ایجاد ميکند. فرهنگ انتظار، حرکتآفرین، امیدبخش، تلاشآور و نشاطآور است و تمام ناهنجاریهای فردی و اجتماعی، یأس و نومیدی و خستگی و پوچگرایی را از بین ميبرد؛ فرهنگ حرکت و تلاش در جهت زمينهسازي ظهور منجی موعود است؛ فرهنگ رویش و پویش و دریچهاي به جهان آینده و راه نجات فردی و اجتماعی از بنبستها و گرفتاریهاي جسمی و روحی به شمار میآید؛ مولد تلاش و حرکت به سوی آینده روشن و بهتر است. فرهنگ مهدویت زیربنای ایجاد نظم عادلانه جهانی در پرتو انسان کامل و رهبری معصوم به شمار میآید و انسانها و جامعه را در برابر تمام بیماریهای فکری و روحی بیمه میکند؛ فرهنگ مهدویت در پیشگیری بنیادی از تهاجم فرهنگی نقش اساسی دارد و تمام کمبودها را جبران میکند و تمام موانع را برمیدارد و سکوی پرواز به جهانی آزاد و بهتر است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:16  توسط نرگس کوثری
|
|
|